تبليغاتX
صالـحین بـندرگز

                           صالـحین بـندرگز

پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی شهرستان بندرگز- ان الارض یرثها عبادی الصالحون . سوره انبیا/آیه105


 

ادرس جدید وب سایت صالحین بندرگز  

salehin.e72.ir

 

 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 

شجره طیبه صالحین بندرگز بر آن است جهت نیل به هدف :
                       تعالي معنوي توام با رشد ايمان آگاهانه و بصيرت بسيجيان
و به منظور :
             تعليم و تربيت مديران و مربيان شايسته و كارآمد در عرصه هاي مختلف تربيتي، فرهنگي و . . .
تقويت باورهاي ديني و توسعه اخلاق و رفتارهاي اسلامي در ميان آحاد بسيجيان بالاخص قشر جوان و نوجوان این شهرستان گامی مثمر ثمر بردارد.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 مرداد1388 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 مرداد1388 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



از نخستین روز خلقت بشر، تا کنون در هر کجای دنیا و در میان هر قوم و نژاد و ملتی، با هر آداب و آیینی، وقتی نام مادر برده می‌شود، کوچک و بزرگ، همه و همه، سرشار از شور و حرارت و مهر و الفت می‌شوند و قلبشان پر تپش‌تر می‌زند. اسلام نیز برای مادر، مقام و ارزش فوق العاده ای قائل شده است تا آنجا که رسیدن به بهشت را با رضای مادر میسر می‌داند.
مقام مادر از منظر پیامبر اکرم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ضمن روایتی فرمودند: بهشت زیر پای مادران است.
یعنی رسیدن به آخرین مرحله کمال انسانی با جلب رضای مادر تامین می‌شود.

جنان در زیر گام مادران است                  بکش بر دیده ، خاک زیر گامش

مکن بر روی او تندی که بر تو                   خدا فرموده واجب احترامش


البته منظور این نیست که اگر کسی رضایت مادر را تامین کند ولی به بقیه وظایف مذهبی و شرعی خویش نپردازد، به بهشت خواهد رفت بلکه مقصود این است که اگر فردی وظائف دینی و اسلامی خویش را انجام دهد ولی مادر از فرد راضی نباشد، قطعا در بهشت الهی جایی برایش نخواهد بود.
در بیان توصیه به احترام و تکریم مادر، باز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
" هر که پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش مصون شود." و نیز توصیه فرمودند: هر گاه پدر و مادر هر دو تواما تو را صدا کردند، ابتدا اجابت مادر نما. و در مورد احسان و نیکوئی در حق مادر، توصیه و تاکید بسیاری فرمودند، چنانکه فرمودند: مادر خود، مادر خود، مادر خود را رعایت کن، سپس پدر خود را و سپس کسانی را که به تو نزدیکترند."
همچنین بنا به فرمایش ایشان خشنودی و خشم خدا در گرو خشنودی و خشم پدر و مادر است.
همنشین موسی در بهشت
بیان داستان زیر موید این مطلب است:
نقل شده که موسی بن عمران – علی نبینّا و آله علیه السلام – روزی هنگام مناجات با خداوند، از پروردگار در خواست می‌کند که هم مقام و رفیق او را در بهشت به وی معرفی فرماید.
خطاب آمد جوانی است در فلان ناحیه که همنشین و هم مقام تو در بهشت برین است. حضرت موسی به سراغ او آمد. دید جوانی است قصاب، از دور مراقبت کرد تا ببیند چه عمل فوق العاده و کار پر ارزشی از وی صادر می‌گردد که لیاقت چنین مقامی را پیدا کرده است تا در مقام یک پیغمبر قرار گیرد. ولی هر چه بیشتر مراقبت کرد، کمتر موفق گردید. تا شب هنگام که جوان، محل کار خود را ترک کرده و رهسپار خانه شد.
حضرت موسی بدون آنکه خود را معرفی کند، نزد وی آمد و از او خواست تا آن شب را میهمان جوان باشد و در خانه وی بسر برد تا شاید از این راه به ارتباط خاصش با خداوند پی برده و رمز علو مقام او را در بهشت در یابد.
جوان در خواست حضرت را پذیرفت و او را با خود خانه برد.
وی دید هنگامی که جوان وارد خانه شد، قبل از هر چیز غذایی آماده ساخت. آنگاه به سراغ پیرزنی که دست و پایش فلج شده و از کار افتاده بود، رفت و با صبر و حوصله خاصی، لقمه لقمه از آن غذا در دهان آن زن گذاشت تا سیرش کرد. سپس لباس او را عوض نمود و او را در انجام قضا حوائجش با مهربانی کمک کرد. آنگاه زن را در جای مخصوص وی قرار داد.
حضرت موسی که مراقب آن جوان بود، دید در آن شب جز وظایف مذهبی خود، عمل دیگری انجام نداده، نه دعای نیمه شبی دارد نه ناله و آه و مناجاتی و نه هیچ عمل فوق العاده‌ای دیگر.
فردای آن شب، پیش از آنکه از خانه خارج گردند، حضرت موسی دید جوان به آن غذا داد و صمیمانه در انجامش کارهایش به او کمک کرد.
هنگام خداحافظی حضرت موسی از جوان پرسید: این زن که بود و پس از آنکه تو به او غذا می‌دادی چشمی به سوی آسمان می‌دوخت و کلماتی بر زبان می‌راند آن کلمات چه بوده است؟
نتیجه رعایت مقام مادر
جوان گفت: این زن مادر من است و هر بار که من به او غذا می‌دهم و او را سیر می‌کنم درباره من دعا می‌کند و می‌گوید خدایا به پاداش این خدماتی که فرزندم نسبت به من انجام می‌دهد او را همنشین و رفیق موسی بن عمران در بهشت برین گردان.
هنگامی که حضرت موسی این جریان را شنید تکانی خورد و به جوان مژده داد که دعای مادر درباره تو مستجاب گردیده است.

رعایت نمودن حقوق پدر و مادر، اینگونه موفقیتهای دنیوی و معنوی نصیب فرزندان می‌سازد پس در احترام به آنها و ادا حقوق آنان کوشا باشیم.

برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به

منابع

  1. اسماعیل گوهری، ارزش پدر و مادر در قرآن و روایات.
  2. نهج الفصاحه، مترجم ابوالقاسم پاینده.
  3. جعفر میر عظیمی، حقوق والدین.



نوشته شده در تاريخ شنبه 23 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل

صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر

را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .




نوشته شده در تاريخ جمعه 22 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



در آستانه سالروز ميلاد فرخنده حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن، سردار سرلشكر محمدعلي جعفري پيامي منتشر كرد.
متن كامل پيام بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جهاد زن، خوب همسرداري است. (پيامبر اكرم(ص))
سلام عليكم
به گواه تاريخ و از صدر اسلام تاكنون همواره مجاهدت ها، رشادت ها موفقيت در مسئوليت هاي خطير توسط مردان بزرگ مرهون همراهي و همدلي بانواني بزرگ و ايثارگر بوده است كه به تأسي از بزرگ بانوي اسلام، حضرت صديقه طاهره، فاطمه زهرا(س)، دلاورمرداني از مكتب علوي را يار و ياور بوده اند.
و بي شك شما خواهر گرامي نيز از اين زمره ايد، شما كه از همراهي و همدلي همسر گرامي تان لحظه اي درنگ ننموده و با پذيرش دلسوزانه و متعهدانه مسئوليت اداره خانه و ايجاد فضاي آرام و پرنشاط، در فرماندهي و مديريت عالي آن برادر عزيز نقش پررنگ و خداپسندانه ايفا نموده ايد كه اميد است مرضي حضرت حق قرار گيرد. ان شاءالله
اينجانب به نوبه خود روحيه ايثارگري شما و ديگر اعضاي خانواده محترم تان را ارج نهاده، از زحمات بي دريغ تان صميمانه تقدير و تشكر مي نمايم.
از قادر متعال بهروزي، سعادت و سلامت شما خواهر محترم و برادر گرامي مان و همچنين فرزندان عزيزتان را در سايه سار عنايات خاصه حضرت ولي عصر(عج) و تحت زعامت مولا و مقتداي مان حضرت امام خامنه اي (مدظله العالي) مسئلت مي نمايم.
سرلشكر پاسدار محمدعلي جعفري
فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي




نوشته شده در تاريخ جمعه 22 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



در سالي كه به گفته مقام معظم رهبري سال «توليد ملي و حمايت از سرمايه و كار ايراني» نام گذاري شده، مي تواناز اين نام گذاري به حمايت همه جانبه از جوانان به عنوان سرمايه ملي كه محور توليد و تحول در كشور هستند نيز تعبير كرد.
آنچه از نگاه جامعه شناسي اين شعار برمي آيد مي تواند كاركردهاي متفاوتي را براي اقشار در حوزه هاي مختلف داشته باشد؛ اما واقعيت اين است كه نگاه سرمايه اي به نيروي جواني در ايران كه سال هاست با علم پيوند خورده است و راه رشد و پيشرفت را در علوم مختلف در پيش گرفته، مي تواند پويايي و پيشرفت را در عرصه هاي مختلف ايجاد كند. همان گونه كه مقام معظم رهبري در جمع دانشجويان، به برخي از ويژگي هاي جواني اشاره كردند، پويايي، شادابي و بانشاط بودن را از ويژگي هاي اين قشر نام بردند و معتقد بودند كه اگر اين خصوصيات با پاكي ضمير و صداقت ذاتي آنها در مسير برنامه ريزي قرار بگيرد، مي تواند به لحاظ علمي، اقتصادي، سياسي و ورزشي آينده ايران عزيز را رقم زند و براي انقلاب اسلامي اميدآفرين باشد. براي تحقق اين امر، نخستين تصويري كه در ذهن نقش مي بندد دگرگوني و تحولي است كه جوانان مي توانند در بخش هاي مختلف ايجاد كنند؛ اما براي رسيدن به اين نقطه، بايد با توسعه نگرش مشاركت طلبي از سوي دستگاه هاي مديريتي و اجرايي براي بهره گيري از توان و ظرفيت اين نسل توانمند به عنوان بازوي حركتي كشور، زمينه هاي ترقي، تعالي و توسعه فراهم شود.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



نكته: جعفربن يونس، مشهور به «شبلي» از عارفان نامي و پر آوازه قرن سوم و چهارم هجري است. وي استاد بسياري از عارفان پس از خود بود. در شهري كه شبلي مي زيست، موافقان و مخالفان بسياري داشت. در ميان خيل دوستداران او، نانوايي بود كه شبلي را هرگز نديده و فقط نامي و حكايت هايي از او شنيده بود. روزي شبلي از كنار دكان او مي گذشت. گرسنگي، چنان، او را ناتوان كرده بود كه چاره اي جز تقاضاي نان نديد، از مرد نانوا خواست كه به او، گرده اي نام، وام دهد. نانوا برآشفت و او را ناسزا گفت. شبلي رفت.
در دكان نانوايي، مردي ديگر نشسته بود كه شبلي را مي شناخت. رو به نانوا كرد و گفت: «آيا مي داني آن مردي كه الان از خود راندي و لقمه اي نان را از او دريغ كردي، شبلي بود؟!» نانوا، سخت منفعل و شرمنده شد و پريشان و شتابان، در پي شبلي افتاد و عاقبت او را در بيابان يافت. بي درنگ، خود را به دست و پاي شبلي انداخت و اصرار كرد كه: «منت بر من بگذار و شبي را در سراي من بگذران تا به شكرانه اين توفيق و افتخار كه نصيب من مي گرداني، مردم بسياري را اطعام كنم.» شبلي پذيرفت.ميهماني عظيمي بر پا شد. صدها نفر از مردم بر سرسفره او نشستند. مرد نانوا صد دينار در آن ضيافت هزينه كرد و همگان را از حضور شبلي در خانه خود خبر داد.بر سر سفره، اهل دلي روي به شبلي كرد و گفت: «يا شيخ! نشان دوزخي و بهشتي چيست؟» شبلي گفت: «دوزخي آن است كه يك گرده نان را در راه خدا نمي دهد؛ اما براي شبلي كه بنده ناتوان و بيچاره او است، صد دينار خرج مي كند!»
نظر: به اين داستان از زاويه ديگري نيز مي توان پرداخت و آن اينكه برخي از ما شايد صدها كار مستحب و خير انجام دهيم، اما از واجبات غافل باشيم، نذر و نذورات و مراسم مذهبي مستحب مي گيريم، اما درباره واجبي چون نماز كاهلي و تنبلي مي كنيم. به همين دليل است كه مولا علي(ع) مي فرمايند: مستحباتي كه تو را از انجام واجبات باز مي دارد، ترك كن.




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 با سلام خدمت دوستان و همسنگران فضای مجازی گلستانی

تو سایت ها و خبرها در حال جستجو بودم که یهو مطلبی در سایت گلستان ما با عنوان" ساخت پارک موزه دفاع مقدس در تپه نورالشهداء گرگان " ذهنم را به خودش مشغول کرد که در آن آمده بود:

"همزمان با سالروز شهادت دخت نبی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا (س) استان گلستان به همت مدیر کل محترم حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و ریاست محترم دانشگاه منابع طبیعی شهید گمنامی که علیرغم گمنامی و غریبی در میان اهل زمین ، آشنا تر از هر آشنایی میان ملکوتیان است با حضور گرم و صمیمی مردم شهید پرور و دانشجویان بصیر و ولایت مدار شهرستان گرگان در بهترین نقطه از پردیس دانشگاه منابع طبیعی دفن شد با این اقدام به جا و شایسته یک نقطه دیگر از شهرمان گرچه در روی زمین است امّا آسمانی و بهشتی شد.

دیدم پدر شهیدی را که دنبال جنازه شهید گمنام حرکت می کرد و بر لب زمزمه الهی شکر داشت. چیزی از او سوال نکردم امّا دلم می گفت این پدر شهید خدا را شکر می کند که هنوز شهید در بین مردم دارای احترام و ارزش است، هنوزپدر و مادر شهید چشم و چراغ ملت اند هنوز قبور مطهر شهداء همانند امام زادگان واجب التعظیم قابل تکریم و زیارتند ، هنوز آرامگاه این شهید محل نزول فرشتگان الهی است.

رفتار این پدر شهید زمان دفن شهدای گمنام در تپه نور الشهداء را یک بار دیگر در خاطرم زنده کرد. آنروز هم شهر گرگان ، شهر دارالمؤمنین شهری آسمانی شده بود.بهترین بندگان خدا را که برای حفاظت و صیانت از آب ، خاک ، دین ، ایمان و ناموس مردم این سرزمین، جان پاک خویش را تقدیم کرده بودند در بهترین جای شهر(تپه نورالشهداء) دفن گردیدند. چند سالی از آن موقع می گذرد هر روز به یمن حضور این شهداء خیر و برکت بر این سرزمین نازل می شود شاید یکی از مهمترین و اثر گذارترین برکات این حضور معنوی ، تصمیم مسئولان برای ساخت پارک موزه دفاع مقدس در جوار شهیدان گمنام تپه نورالشهداء است.

امّا باید گفت این تصمیم ، تمام کار نیست بلکه شروع یک راه و یک کار سنگین و ماندگار است.

مدیرانی که در این عرصه فعالیت می کنند باید بدانند چشم امید تمامی رزمندگان دوران دفاع مقدس ، خانواده معظم و معزز شهداء ، ایثارگران ، بسیجیان پاکباخته ای که دل در گروه  ولایت و اعتلای اسلام عزیز دارند، مردم شریف و ولایت مداراستان به دستان توانمند و اراده محکم و خدایی آنهاست. از مشکلات راه و استهزاء دین ستیزان واهمه ای بخود راه ندهند چرا که در این راه شهداء حاضر و ناظر و خداوند تبارک و تعالی پشتیبان دینداران است".

من هم ضمن تشکر از همه دست اندکاران این عمل خیر؛ شعری که به یادم افتاد را تقدیم این عزیزان می کنم:

در خاطرم شد زنده یاد فاطمیون ...             یاد شلمچه ...یاد فکه .....یاد مجنون....

 یاد شهیدانی که حق را برگزیدند .....             با رمز یا زهرا حماسه آفریدند.......

 رفتند یاران ....چابک سواران.......                همراه آنان .........پیر جماران .........

رفتند تا در بزم گلها جا بگیرند ....                  رفتند تا انتقام سیلی زهرا بگیرند ......

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



فيلم زندگي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي توسط يك مستندساز لبناني توليد مي شود. «پرويز شيخ طادي» كارگردان سينما و تلويزيون در نشستي در جمع دانشجويان دانشگاه شاهد و در پاسخ به سوال دانشجويان درباره ساخت فيلمي از زندگي امام خميني(ره) و يا رهبر معظم انقلاب(مدظله العالي) يادآور شد: من در اقدامي مي خواستم مستند جامع و كاملي از زندگي حضرت آقا بسازم كه با آن موافقت شد؛ اما يك كارگردان لبناني زودتر اقدام به ساخت اين مستند كرده و ما منتظر آن هستيم.
وي خاطرنشان كرد: قرار است اين مستند به زودي در 10 قسمت ارائه شود. اگر كار جامعي باشد كه ديگر ما مستند نمي سازيم و در غير اين صورت، خودمان مستندي را از زندگي حضرت آقا مي سازيم.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین




نكته: ميرزا آقاخان نوري مردي پول پرست و رشوه گير بود. وي دو سال قبل از سلطنت ناصرالدين شاه و صدراعظمي اميركبير به دستور محمدشاه قاجار از وزارت لشكر معزول شد و در تبعيدگاه كاشان به سر مي برد. پس از مرگ محمدشاه، «فرانت» كاردار انگليس، از مهدعليا، مادر ناصرالدين شاه تقاضاي كتبي كرد كه به ميرزا آقاخان اجازه بازگشت داده شود. اميركبير به ميرزاآقاخان به ديده نوكر و جاسوس انگليس نگاه مي كرد و پست مهمي به او نداد. پس از قتل اميركبير ميرزا آقاخان نوري به صدارت ايران رسيد. در زمان پادشاهي ناصرالدين شاه و صدارت وي، افغانستان از ايران جدا گرديد و عهدنامه پاريس بين ايران و انگليس امضا شد و دولت فرانسه نقش ميانجي گري را برعهده داشت. فرخ خان امين الدوله به عنوان فرستاده ويژه از طرف ميرزاآقاخان نوري به پاريس رفت و با وساطت ناپلئون سوم پادشاه فرانسه، مذاكرات صلح بين فرخ خان و لردكاولي سفير انگليس در پاريس آغاز شد. در اين هنگام دستورالعملي به اين شرح از ميرزاآقاخان نوري- صدراعظم- به فرخ خان رسيد: «شما اختيار داريد در هر مسئله اي كه مورد تقاضاي انگليسي ها است، موافقت كنيد مگر در دو مورد؛ يكي سلطنت ناصرالدين شاه و ديگري صدارت بنده!»
نظر: هميشه در تاريخ ايران، مردان چاپلوسي كه فقط در پي قدرت و جاه طلبي بودند و به چيزي جز منافع مادي خود نمي انديشيدند در كنار شاهان بي لياقت روي كار مي آمدند و جاه طلبي و منفعت طلبي ميرزاآقاخان نوري تنها يكي از آنها است كه باعث از دست رفتن قسمت مهمي از خاك ايران شد.




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین




علي با آن كه عضو سپاه بود، هيچ گاه خود را در لباس فرم سپاه نشان نمي داد و در جمع بچه ها با لباس فرم سپاه حاضر نمي شد و هميشه لباس بسيجي بر تن مي كرد و استدلالش هم در پاسخ به اين كه چرا لباس سپاه نمي پوشي اين بود كه اول اينكه نكند با پوشيدن اين لباس به من غرور دست بدهد و دوم اينكه نكند كسي فكر كند كه من مي خواهم با اين لباس فخرفروشي كنم.
علي خيلي متواضع و فروتن بود و هميشه با صميميت خاصي با اقوام و دوستان برخورد مي كرد. وقتي هم به مرخصي مي آمد اول مستقيم مي رفت خانه اقوام و دوستان به آنها سر مي زد و بعد مي آمد خانه خودمان و اگر مثلاً 10 روز مرخصي داشت فقط پنج روز مي ماند و سريع به جبهه برمي گشت و مي گفت: طاقت دوري بچه ها را ندارم، بايد سريع برگردم. دل شيفته جبهه بود و در نهايت هم خدا خواست كه او ديگر برنگردد و همانجا شد نقطه عروج علي جعفر.
به نقل از برادر شهيد علي جعفر اسدي فرد

در سال 1346 در روستاي «باروند اصل» منطقه دوهشگان استان لرستان در خانواده اي متدين به دنيا آمد. نام او را علي جعفر نهادند. هفت ساله بود كه پا به مدرسه گذاشت و تا دوم راهنمايي به تحصيل پرداخت. اهل مسجد و نماز جماعت بود و در فعاليت هاي بسيج شركت داشت.
سال 61 در شرايطي كه تنها 16 سال داشت، توانست موافقت اعزام خود را از والدين بگيرد.
علي جعفر دو سال به صورت نيروي بسيجي در جبهه ها حضور مي يابد و در نهايت در سال 1363 به عضويت سپاه در مي آيد.
دانشگاه جبهه ها پذيراي علي جعفر مي شود تا اينكه در عمليات عاشوراي 2 در منطقه «چنگوله» از توابع مهران در تاريخ 24 مرداد سال 1364 مدرك فارغ التحصيلي دريافت مي كند و عرشي مي شود.
شهيد علي جعفر اسدي در زمان شهادت مسئوليت تعاون گردان مقداد از تيپ 27 محرم خوزستان را برعهده داشت.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 17 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین




روزي حواريون و ياران حضرت عيسي(ع) كه در محضر ايشان بودند به آن حضرت عرض كردند: اي آموزگار سعادت! به ما بياموز كه سخت ترين چيزها چيست؟
ايشان پاسخ دادند: سخت ترين چيزها خشم خداوند است.
پرسيدند: چگونه از خشم خدا در امان بمانيم؟
پاسخ دادند: به همديگر خشم نكنيد تا مشمول خشم خداوند نشويد.
پرسيدند: ريشه و منشأ خشم انسان چيست؟
پاسخ دادند: ريشه خشم انسان، تكبر و خودخواهي و حقير شمردن مردم است.




نوشته شده در تاريخ شنبه 16 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین




در دوران دفاع مقدس در جبهه ها يا پشت جبهه ها وقتي سفره پهن مي شد، بچه ها دعا مي كردند. يعني غير از گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» دعاي «اللهم الرزقنا رزقاً حلال طيباً واسعاً برحمتك يا ارحم الراحمين» را هم مي خواندند.
سال هاي 61 و 62 كه در لشكر 17 حضرت علي بن ابي طالب(ع) در خدمت شهيدان بزرگوار زين الدين و صادقي بودم، در عمليات والفجر مقدماتي در منطقه جنگل انقر يك شهيد بزرگواري بود به نام «فلسفي». ايشان، هم مداحي مي كرد و هم دعا و قرآن مي خواند.
سفره را كه پهن مي كرديم در چادر يا هر جايي كه بود، ايشان تا مي ديد كه يكي مي خواهد به سفره دست ببرد، فوري و بلند مي گفت: دست نزن! چرا دست زدي؟ يك تشر مي زد و بعد آرام مي گفت: اول بايد دعاي سفره را بخوانيم. همه هم مي دانستند كه اگر «فلسفي» در چادر باشد، نمي شود بدون دعا خواندن ،غذا خوردن را آغاز كرد.
¤¤¤
يكي از بچه هاي اصفهان خاطره اي تعريف مي كرد، او مي گفت: وقتي لشكر 14 امام حسين(ع) بودم، در دارخوين هندوانه آوردند، اولويت براي دادن هندوانه، خط مقدم بود و بعد پشت خط و عقبه لشكر. در لحظه پياده كردن هندوانه ها نفسم گفت كه خيلي هندوانه هوس كرده، هي گفتم نمي شود ولي آخر حريفش نشدم و يواشكي هندوانه اي را انداختم يك گوشه و قايمش كردم. خالي كردن هندوانه ها كه تمام شد، هندوانه را برداشتم، رفتم در يكي از خانه خرابه ها كه آن را بخورم. هندوانه را شكستم و همه طرف را نگاه كردم كه كسي نباشد، ببيند كه من مداح پنهاني هندوانه مي خورم. گاز اول را كه زدم و داشتم حال مي كردم، يك لحظه چشمم به ديوار افتاد، روي آن نوشته شده بود: «الم يعلم بان الله يري...»
هندوانه در دهانم ماند. فكر همه را كردم كه نبينند، ولي خدا از يادم رفت! هندوانه را بيرون انداختم و رفتم دو ركعت نماز خواندم و گفتم خدايا توبه. خدا را شكر كردم كه كسي نفهميد كه آبروي مان برود و ديگر پاي مداحي ما هم ننشينند.
¤ سخنراني سردار محمدعلي آسودي در همايش فرماندهان و بهداشت سپاه، فروردين سال 91




نوشته شده در تاريخ جمعه 15 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



فردا دور دوم انتخابات مجلس نهم بوده و كرسي هاي مجلس منتظر است تا نمايندگان باقي مانده خود را نيز بشناسد، اما اين چند روز از اهميت خاصي برخوردار است كه مي تواند 15 ارديبهشت را به يوم الله ديگري مبدل سازد.
مهم ترين مسئله توجه به اهميت دور دوم انتخابات است. به واقع بايد گفت كه انتخابات هنوز پايان نيافته است و در نقاط حساسي چون پايتخت، اين انتخابات دور دوم است كه كار را به اتمام خواهد رساند.
در اين ميان، نكته قابل توجه آن است كه راه يافتگان به دور دوم با رأي ملت در اغلب حوزه ها، از ميان طيف هاي مختلف اصولگرا مي باشند. اين مسئله كار را سهل و ممتنع كرده است. اما از سوي ديگر، اين وضعيت از انگيزه هاي لازم براي حضور در دور دوم انتخابات مي كاهد، لذا ضروري است تا گروه هاي مرجع و رسانه هاي عمومي، بالاخص جريان هاي اصولگرا در فرصت باقي مانده با برشمردن اهميت انتخابات دور دوم، ملت را براي حضور در پاي صندوق هاي رأي تشويق و ترغيب كنند.
نكته قابل ملاحظه ديگر توجه دادن اذهان عمومي به اين مسئله است كه نبايد فراموش كرد كه تعيين تكليف 65 نماينده مجلس كه تعداد آن بيش از 20 درصد نمايندگان خواهد بود به مرحله دوم رأي گيري واگذار شده است. اين ميزان از تأثيرگذاري بالايي در شكل گيري مجلس برخوردار است و مي تواند در كارآمدي آن تأثير بسزايي داشته باشد. لذا در اين مرحله نيز نبايد توجه به اصل اساسي «انتخاب اصلح» را كنار گذاشت و بدون داشتن معيار به پاي صندوق هاي رأي رفت. ضمن آنكه مشاركت حداكثري و انتخاب نمايندگان با آراي بالا نيز بيش از پيش در توانمندسازي نمايندگان مجلس موثر خواهد بود.
اين دور از انتخابات بالاخص در تهران از حساسيت بالايي برخوردار است، چرا كه بخش مهمي از فعالان مجلس هشتم به دليل تكثر آرا و رقابت تنگاتنگ در دور اول، هنوز نتوانسته اند وارد مجلس شوند. معمولاً اينگونه بوده كه نتايج انتخابات تهران و نمايندگان منتخب آن نقش موثري در جهت گيري و اداره مجلس برعهده داشته اند و به نظر مي رسد كه در اين دوره از مجلس نيز چنين باشد. فقط كافي است به عنوان نمونه به اين مسئله توجه كرد كه اغلب بزرگان دو جريان اصلي رقابت كننده در اين دور از انتخابات (جبهه متحد و جبهه پايداري) از پايتخت نامزد شده و هنوز نتوانسته اند وارد مجلس شوند.
حضور حداكثري مردم، مي تواند پيروزي بزرگ ملت در برابر دشمنان را كامل كند. هنوز از اذهان فراموش نشده كه بيش از سه ماه تلاش مستمر انجام گرفت تا با اتخاذ سياست «تحريم انتخابات» توسط ضدانقلابيون همراه دشمن و سياست «تحريم اقتصادي» توسط استكبار جهاني، ملت را از حضور در پاي صندوق هاي رأي مأيوس كنند، اما حماسه 12 اسفند و حضور 65 درصدي ملت آب سردي بود بر تن فرتوت غرب و ايادي آنها! طراحان سياست تحريم البته هنوز در تلاشند تا به نحوي چهره حماسه بزرگ ملت در انتخابات مجلس نهم را مخدوش كنند، لذا به رفتار انتخاباتي ملت در دور دوم انتخابات نيز دلخوش كرده اند. آنها در تلاشند تا كاسته شدن طبيعي شركت كنندگان دور دوم نسبت به دور اول را (در تمامي انتخابات پيشين نيز چنين بوده است) دستمايه جوسازي رواني قرار داده و بعد از شكست خط تحريم، بار ديگر سناريوي سوخته تقلب در انتخابات و مخدوش بودن آرا را مطرح سازند. هوشياري و حضور حداكثري ملت در دور دوم خواهد توانست اين آخرين اميد دشمن را نيز نااميدسازد.
سخن آنكه مشاركت حداكثري ملت در دور اول انتخابات توانست اردوگاه ضدانقلاب را در آستانه فروپاشي قرار دهد. مستأصل بودن نسبت به حضور يا عدم حضور در انتخابات، درگيري شديد لفظي ضدانقلاب و متهم كردن يكديگر به خيانت و ايجاد گسست كامل و جدايي و تفرق و چنددستگي تنها بخشي از دستاوردهاي اين حماسه باشكوه بود.
حماسه 15 ارديبهشت نيز از هم اينك آثار خود را نشان داده است. در آخرين گزارش از اردوگاه ضدانقلاب مي توان به دعوت «مهدي خزعلي» از مردم براي حضور در انتخابات با رأي دادن به يكي از نمايندگان تهران اشاره كرد كه موجب درگيري و آشفتگي در فضاي سايت هاي ضدانقلاب شده است. اين عنصر ضدانقلاب در مرحله گذشته با صراحت اعلام كرده بود كه «براي اولين بار رأي نخواهم داد و از خانه خارج نخواهم شد» اما وقتي ديد كه در خانه ماندن دردي را دوا نمي كند اين بار نقش عوض كرده و به هوادارانش گفته «اين بار به جاي انفعال و تحريم، همه به پاي صندوق هاي رأي مي رويم و با تك رأي به «... »، تنها صداي اعتراض مجلس هشتم را تأييد مي كنيم»
اين تغيير رفتار ضدانقلاب هنوز بخش كوچكي از نتايج بزرگ حماسه ملت در انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي است و دستاوردهاي بزرگ آن با آغاز به كار مجلس و تشديد روند تكاملي جمهوري اسلامي در سال هاي آتي آشكار خواهد شد (باش تا صبح دولتت بدمد/كاين هنوز از نتايج سحر است)




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 

                                        به مناسبت هفته‌ى بزرگداشت مقام معلم‌

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
خيلى خوش آمديد برادران و خواهران عزيز؛ معلمان ارزشمند فرزندان و نونهالان اين ملت. لازم است در آغاز عرايض، تجليل كنيم، تكريم كنيم از ياد شهيد بزرگوارمان، شهيد مطهرى؛ چون اين بزرگوار، معلم بود؛ معلمى براى همه‌ى سطوح، با عملكرد نافذ و ماندگار. صحت عمل او هم با خون او امضاء شد. نام اين بزرگوار بر روى يادبود تجليل از معلمان كشور قرار دارد، و اين يك كار شايسته‌اى است؛ رحمت خدا بر آن بزرگوار.

 هدف اصلى از اين جلسه، اظهار ارادت ماست به شما معلمين عزيز. حرفهائى در زمينه‌ى تعليم و تربيت و آموزش و پرورش و سازمان و تشكيلات و محتوا و صورت و بقيه‌ى چيزها هست؛ كه خب، در مناسبتهاى مختلف عرض كرديم و عرض ميكنيم. ديدار ساليانه‌ى روز معلم را كه قرار گذاشتيم، براى اين است كه نشان بدهيم، ثابت كنيم و اعلام كنيم كه ما براى مقام معلم يك منزلت و والائىِ برجسته‌اى قائليم؛ حقيقت قضيه هم همين است، شايسته هم همين است.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 

 

چه کسی هر دو لبم را به الف باز نمود                         چه کسی جامه تقوا به تنم ساز نمود



ای معـلم کـه تـو را دانـش بسیـار بـوَد                            جان شاگرد بـه فدایت که سزاوار بوَد




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



دوران كودكي و نوجواني

شهيد مرتضي مطهري در 13 بهمن 1298 در فريمان واقع در 75 كيلومتري شهر مشهد در يك خانواده روحاني چشم به جهان گشود. در كودكي براي فراگيري دروس ابتدايي به مكتبخانه رفت. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد رفت و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي همت گماشت. در سال 1316 براي تكميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم شد. اين در حالي بود كه اندكي پيش از آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي، موسس حوزه،از دنيا رفت و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن زمان، سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهده گرفته بودند.

دوران جواني


در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و امام خميني (به مدت 11 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه: الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره گرفت. قبل از نقل مكان آيت الله العظمي بروجردي به قم، شهيد مطهري گاهي به بروجرد مي رفت و از محضر وي بهره مي برد. وي مدتي نيز پاي درس و بحث حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان نشست. سيد محمد حجت (در اصول) و سيد محمد محقق داماد (در فقه) از اساتيد ديگر شهيد مرتضي مطهري بودند. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشاركت داشت و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است.

مهاجرت به تهران

جشهيد مطهري در سال 1331 از قم به تهران مهاجرت كرد، و در اين شهر به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنراني هاي تحقيقي پرداخت. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط مطهري تشكيل گرديد، و در همان سال تدريس خود را در دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز كرد. در سالهاي 1337 و 1338 و پس از تشكيل انجمن اسلامي پزشكان، مطهري به يكي از سخنرانان اصلي اين انجمن تبديل گشت. وي در طول سالهاي 1340تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن بود.

فعاليت هاي سياسي


شهيد مطهري در فعاليت هاي سياسي امام (ره) خميني در كنار ايشان بود، به طوري كه مي توان سازماندهي قيام 15 خرداد 1342در تهران و هماهنگي آن با امام خميني را مرهون تلاش هاي او و يارانش دانست. وي در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه 15 خرداد 1342 به دنبال يك سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير، و پس از انتقال به زندان موقت شهرباني به همراه تعدادي از روحانيون تهران زنداني شد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد شد.پس از تشكيل هيئت هاي موتلفه اسلامي، شهيدمطهري از سوي امام خميني به همراه چند تن ديگر از شخصيت هاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئت ها شد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط محمد بخارايي، كادر رهبري هيئت هاي موتلفه شناسايي و دستگير شدند.


تبليغ براي آوارگان فلسطيني


در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي وي و علامه طباطبايي و سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع آوري اعانه براي كمك به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يك سخنراني ضداسرائيلي در حسينيه ارشاد، دستگير شد و مدت كوتاهي در زندان تك سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينكه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر شهيدمطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن مطهري سخنراني هاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارك ايراد مي كرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

فعاليت هاي علمي- فرهنگي

پس از حادثه ترور حسنعلي منصور، وي به تأليف كتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاه ها، انجمن هاي اسلامي، نهضت اسلامي پزشكان، مسجد هدايت و مسجد جامع نارمك ادامه داد. به طور كلي او به يك نهضت اسلامي معتقد بود و براي اسلامي كردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيك بسياري نمود. از جمله مهمترين اين اقدامات مي توان به كمك در تأسيس حسينيه ارشاد در سال 1346 اشاره كرد. پس از مدتي به علت اختلاف نظر با برخي از اعضاي هيئت مديره، در سال 1349 از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترك گفت.


مبارزه با التقاط


مهم ترين خدمت شهيد مرتضي مطهري به اسلام در طول زندگي اش، ارائه ايدئولوژي اسلامي از طريق تدريس و سخنراني و تأليف كتب متعدد است. حساسيت اين گونه فعاليت فرهنگي خصوصاً در سالهاي 1357 تا 1359 به خاطر افزايش تبليغات گروه هاي چپ و پديد آمدن گروه هاي مسلمان چپ و ظهور پديده التقاط به اوج خود رسيد. گذشته از امام خميني، شهيد مطهري نيز ديگران را از همكاري با سازمان «مجاهدين خلق ايران» باز مي داشت. در اين سال ها ايشان به توصيه امام خميني هفته اي دو روز براي تدريس به قم مي رفت و هم زمان در تهران نيز به تدريس در منزل ادامه مي داد. در سال 1355 زودتر از موعد مقرر بازنشسته اجباري شد. همچنين در طول اين سال ها، شهيد مطهري با همكاري تني چند از شخصيت هاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران» را بنيان نهادند بدان اميد كه روحانيت شهرستان ها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا كند.

ارتباط با امام خميني و انقلاب


گرچه ارتباط شهيد مرتضي مطهري با امام خميني پس از تبعيد وي از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با وي مشورت نمايد. پس از شهادت مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار گرفت. در دوران اقامت امام خميني در پاريس، سفري به آن شهر نمود. در همين سفر امام خميني وي را مسوول تشكيل شوراي انقلاب كرد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران، مطهري مسووليت كميته استقبال از امام را شخصاً به عهده گرفت.

شهادت


شهيد مرتضي مطهري بعد از ظهر روز سه شنبه 11 ارديبهشت 1358 به همراه گروهي از رجال سياسي انقلابي در جلسه اي در منزل دكتر يدالله سحابي شركت كرد. پس از پايان جلسه، در تاريكي شب و هنگام خروج وي از محل جلسه، هدف گلوله يكي از افراد گروه فرقان قرار گرفت، و پس از انتقال به بيمارستان طرفه به شهادت رسيد.

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 

                       پس از بازدید از كارخانجات توليدى داروپخش‌؛ در آستانه‌ى روز جهانى كارگر

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةاللّه فى الأرضين.

 هفته‌ى كارگر را نه فقط به قشر عزيز كارگر، بلكه به ملت ايران تبريك عرض ميكنم. اگر دستهاى كارگر، مغزهاى كارگر، انسانهاى كارآفرين، نيروى انسانىِ ماهر در يك جامعه‌اى گرامى داشته شود، آن جامعه پيشرفت خواهد كرد. اينكه نبى مكرم اسلام دست كارگر را بالا مى‌آورد و ميبوسد، اين فقط تقدير از يك شخص نيست؛ اين ارزشگذارى است، اين درس است؛ به ما ميگويد كه دست كارگر، توليدگر و نيروى انسانى آنقدر ارزش دارد كه كسى مثل وجود مقدس پيامبر - كه همه‌ى آفرينش طفيل وجود اوست - خم ميشود و دست او را ميبوسد؛ اين درس به ماست.

 كار به معناى وسيع كلمه، شامل كار يدى، كار جسمى، كار فكرى، كار علمى، كار مديريتى، در واقع محور پيشرفت و حركت و حيات مستمر جامعه است؛ اين را بايد همه‌مان بدانيم. اگر كار نباشد، سرمايه، مواد، انرژى، اطلاعات، هيچكدام براى انسان مفيد نخواهد بود. كار است كه مثل روحى ميدمد در سرمايه، در انرژى، در مواد اوليه، و آن را تبديل ميكند به يك موجود قابل مصرف، تا انسانها بتوانند از آن استفاده كنند. ارزش كار، اينهاست.

 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



مسئله‌ى كار و شأن كارگر و حد كارگر و جايگاه كارگر، هم در اسلام و هم در منطق عقلائى، مسئله‌ى بسيار مهمى است. در منطق عقلائى، اگر انسان ملاحظه كند در سلسله‌ى نيازهاى حياتى خود، حلقه‌ى مربوط به كار، يك حلقه‌ى اساسى و تعيين كننده است. يعنى اگر همه‌ى پولهاى عالم را هم جمع كنند، عنصر كار و كارگر در كنار آن نباشد، همه‌ى نيازهاى انسان بر زمين ميماند. پول را نه ميشود خورد، نه ميشود پوشيد، نه ميشود استفاده كرد. آن چيزى كه از ثروت انسانها و نعمتهاى روى زمين، نيازهاى انسان را تأمين ميكند، عنصر كار است. كار هم متكى به كارگر است. بنابراين نقش بازوى توانا و سرپنجه‌ى ماهر و ذهن و ذوق و سليقه‌ى كارگر در حيات انسان - چه حيات فردى‌اش، چه حيات اجتماعى‌اش - يك امر واضحِ عقلائى است. آن كسانى كه به قشر كارگر و مجموعه‌ى كارگرى بى‌توجهى و بى‌اعتنائى ميكنند، در حقيقت اين نقش اساسى و مهم را نمى‌بينند يا نديده ميگيرند. آن كسانى هم كه كارگر را در كنار ابزار كار، مثل يك وسيله به حساب مى‌آورند، همين جور. اين، منطق عقلائى است و منطق كاملاً درستى است؛ ليكن بالاتر از اين، منطق اسلام است. اسلام همين كارى را كه ما ميكنيم، سرپنجه‌ى كارگر انجام ميدهد و نانى براى خود و ديگران فراهم مى‌آورد، عبادت و عمل صالح ميداند. يعنى مسئله‌ى كارگر و كارى كه انجام ميدهد، محدود و محصور نيست به زندگى اين دنيا؛ بلكه خداى متعال در نقشه‌ى جامع زندگىِ طولانى بشر در دنيا و آخرت، براى اين حقيقت، براى اين پديده - يعنى پديده‌ى كار - يك جايگاه والائى درست كرده است. پيغمبر اكرم فرمود: «هذه يد لا تمسّها النّار». وقتى پيغمبر دست كارگر را گرفت و بوسيد، همه تعجب كردند. حضرت فرمود: اين دستى است كه آتش آن را لمس نميكند؛ اين دستى است كه به آتش نميرسد. يعنى نماز شب هم كه ميخوانيم، قرآن هم كه ميخوانيم، توسل هم كه به خداى متعال ميكنيم، در واقع حجابهاى بين خودمان و آتش را ايجاد ميكنيم. كار هم كه ميكنيم، با همين كار، بين خودمان و آتش، ايجاد مانع و حجاب ميكنيم. اين خيلى چيز بالائى است، خيلى چيز مهمى است. اين، نگاه اسلام است.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



ناهید فاتحی کرجو نام سمیه شهید ایران است.
پدرش پرسنل ژاندارمری بود و مادرش خانه‌دار. او از کودکی هم قلب مهربانی داشت، اغلب لباس‌ها و وسایلش را به دیگران هدیه می‌کرد. از دوره نوجوانی با گروه‌های مبارز مسلمان همکاری نزدیک داشت و دیگر همسالانش را نسبت به ظلم و ستم رژیم پهلوی آگاه می‌کرد. بعد از درخشیدن نوری از قلب زمین، این نوجوان 13 ساله، از یاران روح‌الله شد.
* جلوی تلویزیون ایستاد و با امام درددل کرد
«محمود فاتحی کرجو» پدر شهیده می‌گوید: ناهید، مذهبی و نترس بود. در جلسات قرآن و جلسات مبارزه با رژیم شاه شرکت می‌کرد و درباره جلساتی که شرکت کرده بود، با دیگران صحبت می‌کرد. در راهپیمایی‌های انقلاب حضور داشت و با دیدن عکس و پوستر شهدا منقلب می‌شد

به امام خمینی(ره) علاقه زیادی داشت. روز 12 بهمن که برای نخستین بار، امام(ره) را در تلویزیون دید، با صدای بلند مرا صدا کرد و گفت «بابا این آقای خمینی است». دستش را روی صفحه تلویزیون کشید و گفت «خیلی دوست دارم از نزدیک با او صحبت کنم» و جلوی تلویزیون ایستاد و شروع کرد به درد دل کردن با امام.
* ناهید، خیلی زیبا دعا و قرآن می‌خواند
مریم فاتحی کرجو خواهر این شهیده ادامه می‌دهد: ناهید به قرآن علاقه زیادی داشت. در ماه مبارک رمضان حتماً در کلاس قرآن شرکت می‌کرد و قرآن را ختم می‌کرد. خیلی زیبا دعا و قرآن می‌خواند. دعاهای ائمه را با حزن خاصی می‌خواند و ما از خواندن او لذت می‌بردیم

ایستادگی سمیه کردستان در مقابل ساواک

یکی از دوستان شهید «ناهید فاتحی‌کرجو» بیان می‌دارد: سال 1357، تظاهرات زیادی در سنندج برگزار می‌شد. یک روز، در خانه مشغول کار بودم که متوجه سر و صدای زیادی شدم. از خانه بیرون رفتم. ناهید و مادرش در خیابان بودند و همسایه‌ها دور و بر آنها جمع شده بودند. خیلی ترسیدم. سر و صورت ناهید زخمی و کبود شده بود و با فریاد از جنایات رژیم پهلوی و درنده خویی‌های ساواک می‌گفت. گویا در تظاهرات او را شناسایی کرده و کتک زده بودند و قصد دستگیری او را داشتند.
آن قدر با باتوم و شلاق به او زده بودند که پشتش سیاه و کبود شده بود. درد زیادی داشت که نمی‌توانست بایستد

نفوذ یک کومله در زندگی سمیه کردستان
لیلا فاتحی‌کرجو خواهر شهیده می‌گوید: ناهید 15 ساله بود که خواستگار داشت. خواستگار او شغل، درآمد و وضعیت خوبی داشت و اصرار زیادی به این ازدواج داشت. ناهید هم راضی نبود. فاصله سنی زیادی با آن مرد داشت و می‌گفت «من هنوز به سن ازدواج نرسیده‌ام». مراسم نامزدی مختصری برگزار شد. کم کم متوجه شدیم داماد با ما سنخیتی ندارد.
بعضی وقت‌ها رفتار مشکوکی از خود نشان می‌داد. چندی بعد او را به خاطر فعالیت‌های ضدانقلابی‌اش و در حین ارتکاب جرم دستگیر کردند. ما آن وقت بود که فهمیدیم از اعضای کومله بوده است و بعد از محاکمه اعدام شد. ناهید اصلاً او را دوست نداشت و نمی‌خواست چیزی از او بداند. ناهید را برای بازجویی هم برده بودند. اما چون چیزی نمی‌دانست بعد از مدتی او را آزاد کردند.
بعد از قضیه نامزدی‌اش، تمام فکر و ذهنش مطالعه و خواندن قرآن بود. اما خیلی به او فشار آمده بود. تحمل حرف مردم را نداشت. او هم تودار بود. حرف و کنایه‌های مردم را می‌شنید و تو دلش می‌ریخت و دم نمی‌زد. در واقع فشار مضاعفی را تحمل می‌کرد. از یک طرف مردم می‌گفتند «او جاسوس کومله است چون نامزدش کومله بوده»، از طرف دیگر می‌گفتند «او جاسوس سپاه است و نامزدش را لو داده است». بعد از اعدام نامزدش و سختی‌هایی که متحمل شده بود، معمولا هر جا می‌رفت، من همراه او بودم

زمستانی که کومله ناهید را به اسارت گرفت
لیلا فاتحی‌ کرجو ادامه می‌دهد: روز دوشنبه بود؛ در روزهای سرد دی‌ ماه 1360 ناهید بیمار شد به طوری که باید دکتر می‌رفت. من در حال شستن رخت بودم. قرار شد او برود و من بعد از تمام شدن کارم، پیش او بروم. درمانگاه در میدان آزادی سنندج بود. نیم ساعت بعد کارم تمام شد و به سمت درمانگاه رفتم. مطب تعطیل شده بود. دور و برم را گشتم. خبری از ناهید نبود. به خانه برگشتم. مادرم مطمئن بود که اتفاقی نیفتاده است. با اطمینان از پاکدامنی دخترش می‌گفت «حتماً کاری داشته است، رفته دنبال کارش، هر کجا باشد برمی‌گردد؛ دختر سر به هوا و بی‌فکری نیست».
مادر به من هم دلداری می‌داد. شب شد، اما او برنگشت. فردا صبح مادرم به دنبال گمشده‌اش به خیابان‌ها رفت. از همه کسانی که او را می‌شناختند پرس و جو کرد. از دوستان، همکلاسی‌ها، مغازه‌دارها و ... پرسید. تا اینکه چند نفر از افرادی که او را می‌شناختند، گفتند «ناهید را در حالی که چهار نفر او را دور کرده بودند، دیده‌اند که سوار مینی‌بوس شده است». مادرم، راننده مینی‌بوس را که آنها را سوار کرده بود پیدا کرد و از او درباره ناهید پرسید. راننده اول می‌ترسید اما با اصرار مادرم گفت که «آنها را در یکی از روستاهای اطراف سنندج پیاده کرده است

جست‌وجوی مادر برای پیدا کردن ناهید و نامه‌های تهدید‌آمیز کومله
لیلا فاتحی‌کرجو می‌گوید: مادرم، با کرایه‌ قاطر یا با پای پیاده، روستاهای اطراف را گشت، اما او را پیدا نکرد. پس از ربوده شدن ناهید، مرتب نامه‌های تهدید کننده به خانه ما می‌انداختند، زنگ خانه را می‌زدند و فرار می‌کردند. در آن نامه‌ها، خانواده‌ را تهدید کرده بودند که اگر با نیروهای سپاه و پیشمرگان کرد همکاری کنید، بقیه فرزندان‌تان را می‌دزدیم یا اینکه می‌نوشتند شبانه به خانه‌تان حمله می‌کنیم و فرزندان را جلوی چشم مادرشان خواهیم کشت. زمان سختی بود. بچه‌ها سن زیادی نداشتند. مادرم هم باردار بود. اضطراب و نگرانی در خانه حاکم بود. مادرم همه جا را می‌گشت تا خبری از ناهید بگیرد.
سیده زینب مادر شهیده «ناهید فاتحی‌کرجو» در زمستان سخت و سرد کردستان به همه جا سر می‌کشید، گاهی بعضی از فرصت طلبان از او مبالغ زیادی پول می‌گرفتند تا آدرس یا خبری از ناهید به او بدهند و آدرس قلابی می‌دادند. خیلی او و خانواده‌اش را اذیت می‌کردند. او تمام شهرهای کردستان را به دنبال ناهید گشت، اما اثری از او پیدا نکرد. سقز، بوکان، دیواندره، مریوان، آبادی‌های اطراف شهرهای مختلف، ... هر کجا که می‌گفتند کومله مقر دارد، می‌رفت. نیروهای پاسدار هم از اسارت ناهید خبر داشتند و آنها هم به دنبال ناهید و دیگر اسرا می‌گشتند.

کومله‌ها موهای سر ناهید را تراشیده و او را در روستا می‌گردانند

شهلا فاتحی کرجو خواهر شهیده اضافه می‌کند: خبر به ما رسید که کومله‌ها، موهای سر ناهید را تراشیده و او را در روستا می‌گردانند. شرط رهایی ناهید را توهین به حضرت امام(ره) قرار داده بودند اما ناهید استقامت کرده و در برابر این خواسته آنها، شهادت را بر زنده بودن و زندگی با ذلت ترجیح داده بود.
مردم روستا، در آن شرایط سخت که جرأت دم زدن نداشتند، به وضعیت شکنجه وحشیانه‌ این دختر اعتراض کرده بودند. بعد از مدتی به آنها گفته شد، او را آزاد کرده‌اند.
* و اما زنده به گور کردن سمیه کردستان توسط ضدانقلاب
ناهید فقط 16سال داشت؛ او را به شدت شکنجه کرده بودند. موهای سرش را تراشیده بودند. هیچ ناخنی در دست و پا نداشت. جای جای سرش کبود و شکسته بود. پس از شکنجه‌های بسیار او را در آذر ماه 1361 زنده به گور کردند و پیکر مطهر این شهیده به تهران منتقل و سپس در گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.

منبع  http://www.ghorobeshalamche.blogfa.com




نوشته شده در تاريخ جمعه 8 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



ایام شهادت بر همگان تسلیت




نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 

ای كاش فدك این همه اسرار نداشت

ای كاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود

ای كاش در سوخته مسمار نداشت

كاش قلبم به قبرش راه داشت

كاش زهرا هم زیارتگاه داشت

 

نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت

یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



در سال ۱۳۴۱ هجری شمسی و در شهر مذهبی و شهید پرور بابل، فرزندی از خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود که نام او را “محمد زمان” نهادند.

“محمد زمان” از همان کودکی، دستانش به کار و زحمت آبدیده گشت. همراه با کار کشاورزی، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به سر برد و راهی دبیرستان شد و موفق به اخذ مدرک دیپلم گشت. در کنکور تجربی شرکت کرد و در رشته پزشکی قبول شد.

دل و عقلش، در زد و خورد بودند؛ یکی به رفتن به دانشگاه تشویقش می‌نمود و دیگری کوی عاشقان عارف، حوزه و نوکری امام زمان (عج) را دورنمایی زیبا، به او نشان می‌داد. منصبی که به آقایی عالم برتری داشت و محمد زمان، این جوان پاک مازنی در نجوای عاشقانه‌اش چنین می‌سرود:

همه شب در آستانت شده کار من گدایی      به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی

محمدزمان، در نهایت حوزه را برگزید و مدال نوکری آن امام همام را بر گردن آویخت، نزد حضرت آیت الله ایازی (رحمه الله علیه) رفت و به تحصیل در مکتب ناب جعفری مشغول گشت.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



 
بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
روز شيرين و مطلوبى براى بنده است كه در جمع شما عزيزان، برادران، جوانان و نورديدگان نيروهاى مسلح در اينجا حضور پيدا كنم و شما را از نزديك ببينم و جملاتى با شما سخن بگويم و از مظاهر انگيزه و تحرك و دلهاى پاك و نورانى شما بهره‌مند شوم. روز ارتش بر شماها مبارك باد. اميدوارم كه هر كدام از شماها -كه شايد بشود گفت عموماً جوان هستيد و دورانهاى خوب زندگى را ميگذرانيد- ان‌شاءاللّه براى آينده‌ى كشور، عزت كشور، سربلندى و اقتدار اين ملت، يك مظهرى، يك سنگرى، يك نمونه‌ى عالى‌اى باشيد و خداى متعال اينگونه مقدر كند.

خب، بحمداللّه نيروى زمينى ارتش رشد و بالندگى پيدا كرده؛ انسان اين را احساس ميكند. اين حركت، اين روند مبارك، از آغاز پيروزى انقلاب اسلامى و تشكيل نظام جمهورى اسلامى شروع شد. نه اينكه كسى تصور كند كه در دوران رژيم طاغوت، در بين ارتش، نيروهاى مؤمن نبودند يا كم بودند؛ نه، اينجور نيست. بنده همان موقع هم با بعضى از ارتشى‌ها مرتبط بودم - با بعضى ارتباط دوستى داشتيم، با بعضى ارتباطهاى انقلابى و مبارزاتى داشتيم - آن روز هم در بدنه‌ى ارتش، انسانهاى مؤمن، علاقه‌مند و صادق كم نبودند؛ انسان اينها را در مناسبتهاى مختلف، در جاهاى مختلف ميديد؛ كه بنده ديده بودم. رفقاى ديگرى هم بودند كه آنها هم با بدنه‌هائى، با گوشه‌هائى آشنا بودند. منتها جهتگيرى‌هاى افراد يك معنا دارد، جهتگيرى سازمان و كليت، يك معناى ديگرى دارد. وقتى جهتگيرى كليت يك جامعه، يك سازمان، يك مجموعه غلط بود، تلاشهاى فردى هرچه هم در آن جامعه انبوه باشد، نتيجه‌ى خودش را نخواهد بخشيد. آن روز اينجورى بود.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 اردیبهشت1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین



بسمه تعالی

با صلوات بر محمد و آل محمّد(ص) و با سلام به روح پرفتوح حضرت امام خمینی(ره) موسس شجره طیّبه بسیج و با سلام به پیشگاه مقام معظم رهبری، پاسداری حقیقی و همه جانبه از انقلاب اسلامی و دستاوردهای بزرگ آن بعنوان رسالت اساسی سپاه و بسیج، مستلزم تقویّت،معرفت،بصیرت،تعمیق یکایک بسیجیان و پاسداران این نهاد مقدس می باشد.

خوشا به حال آنان که با شمع وجودشان در راه اعتلای کلمه توحید، شناخت معارف الهی، تشنگان معرفت و حقیقت را با انوار تابان وحی به صراط مستقیم هدایت و رهنمون می نمایند. بدین وسیله ضمن تبریک  به سرگروه ها و اعضای شجره طیبه صالحین بندرگز که با تلاش مجدانه درعرصه تعلیم و تربیت بسیجیان در انجام برنامه های سال ۹۰؛ باعث کسب مقام دوم تربیت و آموزش و شجره طیبه صالحین در بین نواحی سپاه نینوا گلستان گردیده؛ از زحمات یکایک عزیزان صمیمانه قدردانی بعمل می آید. امید است در سایه الطاف الهی و با الهام از رهنمودهای مقام معظم رهبری در راه هدایت و ارتقاء بینش سیاسی پاسداران و بسیجیان در دوره تهاجم نرم دشمنان بیش از پیش موفق و منصور باشید.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 فروردین1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین




هنگام خداحافظي بعد از آخرين مرخصي كه محسن آمده بود و قرار بود دوباره اعزام شود، او را كه از زير كتاب قرآن كريم رد كردم، براي اولين بار بود كه بغض كردم و گريه ام گرفت. گفتم كه پسرم ديگر زنده بر نمي گردد.
بلافاصله پس از بدرقه محسن، قرآن را باز كردم تا يكي دو آيه برايش بخوانم كلمه شهيد و شهادت را در آيه قرآن ديدم و مطمئن تر شدم كه ديگر محسنم شهيد مي شود.
به نقل از پدر شهيد محسن ختايي

همرزمانم تشك شان مار و عقرب و گلوله است
محسن در زمان مرخصي كه از جبهه برمي گشت و در منزل استراحت مي كرد، بر روي تشك نمي خوابيد و مي گفت همرزمانم الان توي سنگرهاي جبهه تشك شان مار و عقرب و گلوله و توپ و تانك است.
به نقل از مادر شهيد محسن ختايي

روز 29 مهرماه سال1345 هنگام اذان صبح نوزادي در محله «مجيديه جنوبي» ايستگاه علمداري كوچه آزادي به دنيا آمد. پس از زمزمه اقامه و اذان در گوش او، نامش را محسن گذاشتند.
محسن دوران كودكي را تحت نظر والدينش تربيت شد و در سن هفت سالگي تحصيلات ابتدايي را در دبستان حافظ شروع كرد و با نمرات عالي مقطع دبستان را در سن 11 سالگي به پايان رسانيد و مقطع راهنمايي را در مدرسه «پندار نيك» واقع در مجيديه جنوبي آغاز و با موفقيت مدرك پايان دوره را دريافت كرد. در سن 15سالگي تحصيلات متوسطه را ادامه داد و سال اول و دوم دبيرستان را با موفقيت به پايان برد.در طول تحصيلات راهنمايي و دبيرستان، فعاليت هايي در امور تربيت بدني داشت و در مسابقات واليبال مدارس منطقه شركت و رتبه اول كسب كرد.
وي يك سال قبل از خدمت سربازي نزد برادرش به شغل نجاري روي آورد و در اين مدت، مهارت درودگري را در سطح عالي كسب كرد.
او در سن 18 سالگي بنابر وظيفه اي كه داشت، خدمت سربازي را از سال 1365 آغاز كرد و مرحله آموزش را در پادگان نيروي هوايي (پادگان چكش) واقع در افسريه گذراند و سپس به لشكر 16 زرهي قزوين مستقر درخط مقدم جبهه جنگ انتقال يافت. يك سال از خدمتش را در جبهه جنوب كشور و سال دوم خدمتش را در جبهه غرب كشور و در خط مقدم ادامه داد. در جبهه مهران و قبل از عمليات مرصاد (مورخ 29/3/1367) به درجه رفيع شهادت نائل آمد و بعد از 70 روز پيكر پاكش كه روي زمين هاي مهران آراميده بود، پيدا و تحويل خانواده اش شد و پس از تشييع در قطعه 40 بهشت زهرا(س) رديف 61، شماره 8 و در كنار ساير رستگاران آرميد.
منبع: وبلاگ ره يافتگان طريق




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 27 فروردین1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین




 شنقیطی از علمای اهل سنت درباره جایگاه حضرت زهرا آورده است: همانا سروری فاطمه زهرا(س)، از جانب دین اسلام امر واضح و روشنی است و بر کسی پوشیده نیست، زیرا وی پاره تن پیامبر(ص) است و آن که زهرا(س) را آزار دهد، پیامبر را می آزارد و آن چه که زهرا را نارحت کند، پیامبر را ناراحت می کند.

در منابع تفسیری اهل سنت، روایت‌های فراوانی در شان اهل بیت به ویژه حضرت فاطمه (س) یافت می‌شود که برای شناخت شخصیت والای یگانه دختر پیامبر گرامی اسلام(ص) نقش اساسی دارد. آنچه در پی آمده گزیده ای از کتاب شخصیت حضرت زهرا(س) در قرآن از منظر تفاسیر اهل سنت است که به مناسبت ایام فاطمیه ارائه می‌شود.

فاطمه علیها السلام در محشر
در منابع سنت روایات مختلفی از افراد معتبری چون امام علی علیه الاسلام، عایشه، ابوسعید، ابو هریره، ابوایوب، سوید بن عمیر، بریده و ابن عمر و غیره نقل شده که پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و اله فرمود: « هنگامی که روز قیامت فرا رسد، منادی از پس حجاب ندا کند ای اهل محشر! چشمان خود را از فاطمه بپوشانید تا او عبور کند».

حاکم نیشابوری (متوفای 405 ه.) این حدیث را صحیح می داند. او نظیر همین حدیث، روایت دیگری هم نقل کرده و از حیث سند صحیح قرار داده است.

فاطمه علیها السلام با پیراهن خونین حسین علیه السلام از عزاداران شفاعت می کند
امیرالمومنین علیه السلام از پیامبر اکرم، حضرت محمد صلی الله علیه و اله روایت کرده که فرمود: «هنگامی که روز قیامت فرا رسد، از درون عرش ندا می رسد ای اهل قیامت چشمانتان را بپوشانید تا فاطمه، دختر محمد صل الله علیه و اله با پیراهن خضاب شده از خون حسین علیه السلام عبور کند. در آن هنگام فاطمه ساق عرش را گرفته عرض می کند: شما جبار و عادل هستی! پس در میان من و قاتل پسرم قضاوت کن. خداوند مطابق سنت من قضاوت خواهد کرد. سوگند به پروردگار کعبه آنگاه فاطمه عرض می کند: «الله اشفعنی فیمن بکی علی مصیبته، فیشفعها الله فیهم؛ خدایا به من اجازه شفاعت کسانی که در مصیبت او (حسین ) گریه کردند عطا کن و خداوند اذن شفاعت آنان (عزاداران) را به فاطمه عنایت می کند».

ابن جوزی (متوفای 597ه.) روایات ورود فاطمه علیها السلام در محشر را جعلی می داند. نوۀ او، سبط ابن جوزی پاسخ می دهد: « ... اماحدیثنا، فاسناده صحیح، و رجاله ثقات؛ اما سند حدیث ما صحیح و رجال آن ثقه هستند».
چنان که گذشت محدث بزرگ حاکم نیشابوری ( متوفای 405 ه.) در چندین جای کتابش تصریح بر صحت این روایات کرده است . ابن ابی الحدید هم این روایت را صحیح می داند.

جایگاه فاطمه علیها السلام از نگاه عالمان اهل سنت
دانشمندان اهل سنت در شأن حضرت فاطمه علیها السلام سخن فراوان گفته‌اند. در این جا به مختصری از این سخنان اکتفا می شود:

1. سیوطی: « ما عقیده داریم که برترین زنان عالم، مریم و فاطمه هستند».
 
2. آلوسی: « فاطمه از همه زنان گذشته و آینده برتر است ». با این حدیث برتر بودن فاطمه علیها السلام بر تمام زنان ثابت می شود، زیرا او روح و روان رسول خداست از این رو بر عایشه نیز برتری می‌یابد».

3. سهیلی: وی بعد از نقل حدیث معروف « فاطمةٌ بضعةٌ منی » می گوید :« من هیچ کس را مساوی با بضعة رسول الله نمی دانم ».

4. ابن الجکنی: « بنابر قول صحیح‌تر فاطمه از همه زنان افضل است».

5. شنقیطی: «همانا سروری فاطمه زهرا، از جانب دین اسلام امر واضح و روشنی است وبر کسی پوشیده نیست، زیرا وی پاره تن پیامبر است وآن چیزی که زهرا را آزار دهد، پیامبر را می آزارد و آن چه که زهرا را نارحت کند، پیامبر را ناراحت می کند. همان طورکه درحدیث صحیح از پیامبر نقل شده و هر دو حدیث از مسور بن مخرمه آمده است که: شنیدم از رسول خدا که بالای منبر بود و می فرمود : فاطمه پاره تن من است آن چه که فاطمه را آزار دهد ، مرا آزار می دهد و آن چه که او را ناراحت کند، مرا ناراحت می کند».

6. توفیق ابوعلم: «در عظمت شأن و رفعت مقام ارجمند او، همین بس که تنها دختر بزرگوار پیامبر صلی الله علیه واله و همسر گرامی امام علی بن ابی طالب ـ کرم الله وجهه ـ و مادر حسن و حسین است. زهرا، همان بانویی که میلیون ها آدمی را چشم و دل به سوی اوست و نام گرامی‌اش بر زبان ایشان است. زهرا، آن شهاب نور افشان آسمان نبوت و اختر فروزان فلک رسالت و بالاخره، آن والاترین بانوی آفرینش. اما همه این تعبیرات، جز بخشی اندک از دنیای فضیلت و شرافت او را آیینه داری نمی کند و جز مختصری از فضایل و مناقب او را نمایش گر نیست».

گفتنی است، کتاب شخصیت حضرت زهرا(س) در قرآن از منظر تفاسیر اهل سنت، به قلم محمدیعقوب بشوی از سوی موسسه بوستان کتاب منتشر شده است./





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 فروردین1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین





دوران غيبت امام معصوم با دوران حضور تفاوت چشمگيري دارد. در دوران حضور امكان ارتباط و دسترسي مستقيم شيعيان به امام معصوم(عليهم السلام) وجود داشت و آنچه از امام مي شنيدند نص دين شمرده مي شد و هيچ شك و ترديدي براي اعتقاد و يا عمل به آن نداشتند. امكان سوء استفاده شيادان كمتر بود و سرگرداني شيعيان نيز مثل دوران غيبت نبود. اگر چه با تلاش و تبيين آينده از سوي امامان شيعه زمينه آمادگي پيروان خود را فراهم مي كردند، اما هيچ كس غير از معصومان با واقعيت دوران غيبت آشنا نبود، به همين منظور ائمه اقدامات چندي براي اين دوره اتخاذ كردند از جمله:
1- روش تئوري: و آن احاديث و روايات فراواني است كه از آن بزرگواران پيرامون غيبت، يادآوري غيبت انبياي گذشته، علل و حكمت غيبت، غيبت كبرا و صغرا، ظهور بعد از غيبت طولاني، صبر و بردباري شيعيان و امتحان آنان در دوران غيبت مطرح كرده و در واقع آن دوران را با اين روش تبيين كردند.
2- روش عملي: در اين روش كه از زمان امامت امام جواد(ع) آغاز مي شود، ائمه(عليهم السلام) ارتباط خود را با شيعيان محدود كرده و روز به روز اين محدوديت بيشتر شد و از طريق وكلا و نمايندگان خود با آنان ارتباط برقرار كردند، به طوري كه در دوران امامين عسكريين(عليهماالسلام) سازمان وكالت شكل گرفت و اين سازمان تا پايان غيبت صغرا ادامه پيدا كرد.
تعيين مرجعيت براي مراجعه شيعيان به امور ديني و رهبري جامعه براي زمان غيبت كبرا كه در جايي به تبيين و توضيح بيشتري نياز دارد.
البته سال ها طول كشيد كه با تلاش علما و دانشمندان شيعه، به ويژه با جمع آوري احاديث و تدوين كتب مرجع توسط بزرگاني مانند شيخ كليني، شيخ صدوق و شيخ طوسي و ديگران راه خود را پيدا كردند و در مسير واقعي خود قرار گرفته و تفكر لازم نهادينه شد.بنابراين در دوران غيبت مباحث مهم اعتقادي و عملي مطرح است كه اهم آن به شرح زير است:
1- معرفت و شناخت امام هر عصر و اهميت آن با توجه به روايات وارده در منابع عامه و خاصه.
2- امكان ارتباط با امام زمان(عج) و ميزان صحت و سقم مدعيان ارتباط در دو مقطع غيبت كبرا و صغرا و آن كساني كه حضرت را ديده اند.
3- وظايف شيعيان در دوران غيبت.
4- انتظار فرج و تبيين انتظار سازنده و تميز آن با انتظار ويرانگر.
5- ادعيه مربوط به امام عصر، آنچه از آن حضرت رسيده و آنچه موجب تقرب و ارتباط دروني با آن حضرت مي شود و استغاثه به حضرت حجت.
6- اوقات مربوط به آن حضرت و زيارت نامه هايي كه با آن حضرت زيارت مي شود.
7- اماكن منتسب به امام زمان مانند؛ مساجد، مقام ها و ميزان اعتبار آنها.
8- سخنان و احاديث حضرت و توقيعات و نامه هايي كه از ناحيه مقدسه به دست اشخاص مختلف رسيده است.
9- معجزات و كراماتي كه از سوي حضرت يا نواب وي و يا اماكن و اوقات مربوط به آن حضرت رسيده است.
10- كيفيت زندگي حضرت، مكان هايي كه گفته شده ممكن است حضرت در آنجا باشد و افراد مرتبط با زندگي وي.
11- امكان داشتن همسر، فرزند و خانواده و مطالبي كه در رابطه با اين موضوع مطرح شده است.
21- مرجعيت ديني و رهبري شيعيان در دوران غيبت و نقش و جايگاه علما و فقهاي ديني.
موارد فوق مهم ترين مسائلي است كه به نظر مي رسد و ممكن است موضوعات ديگري هم به چشم بيايد كه هر كدام نيازمند تبيين و بررسي ويژه مي باشد كه در صورت مجال به آن پرداخته خواهد شد.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 فروردین1391 توسط مدیر امور تربیتی شجره طیبه صالحین